سلام به همه ی دوستای گلم امیدوارم که حال همتون خوب باشه بچه ها
من امروز برای همتون یه آرزوی خیلی خیلی خوشگل کردم
من برای همتون آرزوی کافی کردم

حتما پیش خودتون میگید این دیگه چه جور آرزویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه دوست داری بدونی این دیگه چه جورشه برو تو ادامه مطلب

در ضمن نظر یادتون نره هاااااااااااا وگرنه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 16:27  توسط نفس
|
آموختم وقتی که با خدا گل یا و پوچ بازی میکنم ترسی نداشته
باشم چون خدا همیشه دوتا دستاش پره.
آموختم خدا همه چیز را در یک روز نیافرید
پس نباید من همه چیز را در یک روز از او بخوام.
آموختم آخر هرچیزی خوبه پس اگه خوب نبود یعنی هنوز آخرش نشده.
آموختم خدا بهتریناشو به اونایی میده که
حق انتخابشون میدن دست خدا.
آموختم اگر تنها ترین تنها شوم بازهم خدا هست.
بچه ها یادتون نره نظر بذاریدا






+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 18:31  توسط نفس
|
پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم برگی حکم داشتم ودیگر هرچه بود ضعیف بود و پایین
بازی شروع شد حاکم او بود و من محکوم همه برگها رفتند سر برگی بیش نماند
برگی از جنس وفارو کرد من بالاتر آمدم بازی دست من افتاد
عشق آمدم با حکم عشوه وناز برید و حکم آمد از جنس چشم سیاهش
زندگی حکم پایین من بود و باختم....
+ نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 16:10  توسط نفس
|
بر ما سالی گشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی امید آنکه کهنه رفته باشد
به نکویی و نوهمی آید به شادمانی.
دوستای گلم سال نوی همتون مبارک ایشالله سال و دهه ی ۹۰ واسه همتون خوب باشه
+ نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 15:43  توسط نفس
|
زندگی به من آموخت هرگاه خانه ای از برف ساختم
هرگز بر آب شدنش گریه نکنم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 15:13  توسط نفس
|
کلاغ هم زیباست
به شرط اینکه
زیبایی طاووس را در او جستجو نکنیم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 14:56  توسط نفس
|
شب عشق است و هرکس دست یار خویش می بوسد
غریبم
بی کسم
من دست غم و غم دست من را میبوسد
H a p p y


V a l e n t i n e
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 18:24  توسط نفس
|
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی
نه حاشیه ای از یاد رفتنی.
+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن 1389ساعت 14:24  توسط نفس
|
دل بستن مثل انداختن سنگ تو رودخانه است
ولی
دل کندن مثل پیدا کردن همون سنگ تو رودخانه است.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 15:42  توسط نفس
|
تنها شادی زندگی ام این است که هیچ کس نمی داند تا چه حد غمگینم.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 15:38  توسط نفس
|
سکوت از ندانستن نیست از بزرگواریست
به همین خاطر است که هیچ کس صدای خدا را نمی شنود.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 15:36  توسط نفس
|
زندگی آن هنگام زیباست که آدمی بداند
فکری به خاطرش در هیاهوست.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم بهمن 1389ساعت 15:32  توسط نفس
|
استاد ریاضی به کلاس آمد و دو خط موازی بر روی تخته سیاه کشید
خط پایینی به خط بالایی نگاه کرد و عاشقش شد و خط بالایی هم
در دل عاشق او شد
در این لحظه بود که استاد داد زد دو خط موازی هیچگاه به هم
نمی رسند .
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 18:14  توسط نفس
|
هیچگاه از سختی های زندگی نا امید مشو چون همیشه
کارگردان سختترین نقش هایش را به بهترین بازیگرانش می دهد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 13:10  توسط نفس
|
گاه آنقدر غرق در
آرزوی کسی هستی
که فراموش می کنی خود آرزوی کسی هستی.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 13:3  توسط نفس
|